آیا پاکستان هزینه تفکیک میان طالب خوب و طالب بد را می پردازد؟ (بخش دوم)
نویسنده عظیم الله ورسجی در ۱۸ جنوری ۲۰۲۵

درآمد
در بخش نخست این مقاله، به چرایی حمایت طالبان از گروه تیتیپی پرداخته شده و دلیل آن ریشه در مسایل ایدئولوژیکی گفته شد. نقش هند در تشویق طالبان در زمینه حمایت از گروههای تروریستی بر علیه پاکستان را نمیتوان نادیده گرفت؛ در پهلوی این موارد، حمایت بیدریغ پاکستان از حملات آمریکا و متحدان آن بر علیه طالبان در سال 2001، بیباوری این گروه را نسبت به پاکستان تشدید نموده است. در این نوشته به ادامهی بخش نخست، به عدم تداوم خرسندی پاکستان از پیروزی طالبان پرداخته شده و برگشت دوبارهی طالبان به افغانستان، روابط کابل و اسلام آباد را پیچیده و پرتنش نموده است.
• پاکستان چه اقداماتی را علیه طالبان روی دست خواهد گرفت؟
آگاهان به این باوراند که پاکستان توانایی کمتری برای مهار خشونت در مرزهای خویش با افغانستان دارد. زیرا اسلامآباد آن نفوذ دوران حمایت از طالبان در زمان جنگ با ایالات متحده را بر طالبان افغانستان ندارد. مشکل پاکستان در شرایط کنونی وجود چهرههای ایدئولوژیک و قومگرا در میان طالبان است که از طرف برخی کشورهای دیگر تمویل مالی شده و گاهاً از فرمان رهبران طالبان سرپیچی نموده و متعهد به حمایت از گروههای تروریستی به شمول تحریک طالبان پاکستان و جنبش آزادیبخش بلوچ هستند؛ زیرا از دید آنها، حکومت پاکستان با عملکرد تسلیمدهی در 2001 به آمریکاییها و سرکوب جریانهای مذهبی _قومی پشتون در پاکستان، هرگز قابل اعتماد نبوده و همینگونه، تکرار سناریو 2001، در قبال طالبان در صورت فشار گسترده و یا دریافت امتیاز، متصور است. بنابرین، برای این مجموعه، حفظ حمایت از گروههای مشابه در پاکستان یک راهبرد ایدئولوژیک خواهد بود.
برخلاف میل پاکستان، در ایالت بلوچستان هممرز با افغانستان، طالبان نه تنها نیروهای آزادیبخش بلوچ را سرکوب نکرده بلکه آن گروهها بیشتر از گذشته قدرتمند شدند، این در حالیست که پاکستان بارها بارِ ملامتی حمایت از تجزیهطلبان بلوچ را بر حکومتهای افغانستان و هند انداخته است. اما با سقوط جمهوریت و پایان نفوذ هند در افغانستان، مشخص شد که گروه بلوچ نه تنها تضعیف نشده، بلکه حملاتشان بالای پروژههای زیرساخت و فلج ساختنِ دهلیز اقتصادی چین و پاکستان افزایش یافته است.
بررغم پیامدهای خطرناک سیاست حمایت از طالبان برای پاکستان، تا هنوز نشانهای وجود ندارد که رهبران نظامی این کشور، نگاهشان نسبت به جهان با محوریت هند را کنار گذاشته باشند، بلکه این نظامیان متعهد به حفظ روابط با طالبان افغانستان خواهند بود، زیرا بعید به نظر میرسد که ژنرالهای پاکستان گزینهی تضعیف و یا حذف طالبان را انتخاب نموده و شریک مهمشان در کشمکش استراتژیک در برابر هند، را از دست دهند. اما این امکان وجود دارد که بر طالبان از نگاه اقتصادی و نظامی فشار بیشتر بیاورند تا تحریک طالبان پاکستان را سرکوب و یا مکان گردهمآییشان را از مرزهای پاکستان به مناطق شمال و غرب منتقل نموده و جهت برداشتن فشارهای مضاعف جهان علیه طالبان، به برخی خواستههای جهان لبیک و قدرت را با گروههای دیگر افغانستانی تقسیم نمایند. گرچه با درنظرداشت عملکرد طالبان، انحصار قدرت و گسترش اختلافات در درونشان، این گروه نیت تعامل با مخالفان را روی تشکیل حکومت فراگیر حتی به شکل نمادین هم، ندارد. بناءً، میتوان گفت عدم پذیرش خواستههای جامعهی جهانی و پاکستان توسط طالبان در اجازهی کار به زنان و اجازهی آموزش، منجر به افشای دروغ پاکستان مبنی تغییر رویکرد طالبان در قبال خواست جامعهی جهانی، شده است.
• سناریوهای آینده چه خواهد بود؟
- الف؛ تأمین آرامش: هر دو طرف به دنبال آرامش و کاهشِ تنش برآمده و طالبان به عنوان نیروی سرسپرده هرگز توانایی مقابله و رد خواست پاکستان را نداشته و تمام خواستههای پاکستان را برآورده خواهد کرد؛ و درگیریها تنها برای مصرف داخلی، برای مدت محدودی ادامه خواهد داشت.
- ب؛ ادامهی تنش: تنش میان دو طرف دوام یافته و پاکستان فشارهای خویش را بیشتر خواهد ساخت و برعکس، طالبان از مخالفان پاکستان از جمله تیتیپی به خاطر پیوندهای زبانی، مذهبی، نژادی و ایدئولوژیکی و نیز به اشارهی هند، حمایت خواهد نمود. در این صورت ارتش پاکستان دست به کشتار سران مخالف پاکستان در صفوف طالبان زده و در مدت کوتاه، گروه سرسپردهی پاکستان در میان طالبان کنترل عمومی این گروه را در دست خواهند گرفت.
- ج؛ سناریو افزایش تنش: براساس این فرضیه، تنش به نقطهای خواهد رسید که پاکستان را مجبور به متوسل شدن به انتخاب گزینهی سقوط رژیم طالبان کند که در این صورت، پاکستان به ابزارهایی از جمله فشارهای اقتصادی از طریق مسدود ساختن گذرگاههای بازرگانی، حمایت از دولت اسلامی داعش خراسان و در نهایت حمایت از همهی مخالفان طالبان متوسل شود. در مقابل، طالبان حمایت از تحریک طالبان پاکستان را افزایش داده و به دنبال یافتن راههای بازرگانی بدیل و تشکیل حکومت فراگیر به خاطر شریکسازی بخشهای مهم مردم در ساختار بزند. در کنار این، طالبان به دنبال برهم زدن برنامهی عملیسازی پروژههای منطقهای به شمول انتقال برق از آسیای میانه به جنوب آسیا و در عین حال ممانعت دسترسی پاکستان از طریق افغانستان به آسیای میانه خواهند برآمد.
- د؛ میانجیگری چین: چین، دارای منافع مهم در افغانستان و پاکستان به ویژه در زمینهی اقتصادی است که ادامهی تنشها میان دو طرف پیامد منفی برای چین دارد؛ پس، پکن به دنبال میانجیگری به خاطر عدم فرورفتن اسلامآباد و کابل در باتلاقِ بحران سیاسی، خواهد برآمد.
• برآمد
اشغال افغانستان توسط گروه طالبان و تقویت گروههای مشابه در پاکستان، روند بیثباتی سیاسی، عقبگرد دموکراسی، بدتر شدن شرایط امنیتی، وضع تحریمهای جدید از سوی ایالات متحده، افزایش حملات تروریستی و سرکشی -هرچند موقتی- طالبان افغانستان را برای پاکستان به بار آورده است. در صورتی که افت جایگاه پاکستان برای آمریکا، ظهور قدرتمند هند در عرصهی بینالمللی، چشمپوشی چین در برخی موارد در حمایت از پاکستان، عدم حمایت مالی کشورهای خلیج، به خاطر نزدیکی با هند و افزایش اهمیت هند برای دونالد ترامپ جهت مهار چین، را بر شماریم، مشخص میگردد که پاکستان با انبوهی از مشکلات پیچیده و غیر قابلحلی روبرو شده که مهار آن دشوار خواهد بود.
مشکل پاکستان تنها مهار تیتیپی نیست بلکه برعلاوهی این گروه، مهار جنبش آزادیبخش بلوچ، تحریک انصاف پاکستان و جنبش تحفظ پشتونها است که افزایش تنش این گروهها ریشه در حمایت طالبان افغانستان و هند دارد.
آنچه پاکستانیها اینبار درست درک نکردند، عکسِ دورِ نخستِ طالبان در دههی 90 است که این گروه برای بقای خود، تنها متکی به پاکستان بود. اینبار با داشتن روابط با چین، روسیه، ایران، هند و کشورهای آسیای میانه، برگههای برنده جهت کاهش فشار پاکستان در اختیار دارند. از طرف دیگر، داشتن روابط مستقیم با آمریکا شانس نظامیان پاکستان در جلب کمک آمریکا در تضعیف طالبان را نیز پایین میآورد.
تقویت روایتِ طالبان خوب در افغانستان، طالبان بد در پاکستان و تروریسم (تحریک طالبان پاکستان و دولت اسلامی داعش شاخه خراسان)، تهدید امنیتی علیه جهان به ویژه آمریکا است. چنین سیاستی نمیتواند طالبان افغانستان را از همکاری با 20 گروه تروریستی دیگر تبرئه کند که مردم افغانستان را به گروگان گرفتهاند. چنین روندی نه تنها مبارزهی پاکستان علیه تروریستان زیر نام «استراتژی عزم استحکام» را بیبنیاد میکند، بلکه همبستگی گروههای تروریستی را تقویت نموده و انگیزهی آنها با الگوبرداری از ادامهی حاکمیت طالبان در افغانستان، شرایط قرون وسطای و دهشتافکنی را به پاکستان و جهان به باور خواهد آورد؛ جهانی که نسبت به رنجِ مردم افغانستان بیتوجه هست.